در گام آتی به بررسی دو گرایش اصلی مقطع کارشناسی یعنی تولید صنعتی و برنامه‌ریزی و

گرایشهای تولید صنعتی و برنامه‌ریزی و تحلیل سیستمها را بیشتر بشناسیم !

تولید صنعتی فن به‌کارگیری مهارتهای تکنیکی - اقتصادی و استفاده موثر و نظام‌یافته از نیروی انسانی سازمان ، ماشین‌آلات ، تجهیزات ، سرمایه ، ساختمان و مواد به منظور تولید کالا با کیفیت و کمیت مطلوب می‌باشد .

برنامه‌ریزی و تحلیل سیستمها فن به‌کارگیری روشهای علمی جهت حل مسائل تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی در واحدهای صنعتی - خدماتی ، شامل جمع‌آوری اطلاعات ، تجزیه‌وتحلیل داده‌ها ، مدل‌بندی و حل مساله می‌باشد .

با دقت و توجه موشکافانه در تعاریف فوق می‌توان رسالت ،‌ اهداف و ویژگیهای مهندسی صنایع را بیان نمود :

 

 

 

konkorarshad.blogfa.com/post-16.aspx

 


خستین نکته‌‌ای که که باید بدان توجه کرد ، پویایی پنهانیست که در ذات تعاریف فوق نهفته است ؛ این جملات بیانگر حرکتی مداوم و همیشگی هستند ، حرکتی در جهت آنچه که بهتر است یعنی بهبود مستمر ، حرکتی که هیچگاه متوقف نمی‌شود . شما برنامه‌ریزی می‌کنید ، تصمیم می‌گیرید ، به اجرا درمی‌آورید ، تجزیه‌وتحلیل می‌نمایید و آنگاه از نتایج حاصل جهت برنامه‌ریزیهای آتی بهره می‌برید ؛‌ این چرخه‌ایست که هیچگاه از حرکت باز نخواهد ایستاد و هماره رو به سوی بهبود دارد ، چرا که ایستایی یعنی مرگ و مجموعه‌های پویایی چون واحدهای صنعتی - خدماتی هیچگاه به مرگ تمایل ندارند .

نکته دوم آنکه هیچ‌یک از تعاریف فوق به‌تنهایی قادر به بیان آنچه مهندسی صنایع ادعا می‌کند نیستند ، بلکه این‌دو مکمل یکدیگرند . گفته‌ایم که ویژگی بارز مهندسی صنایع در تفکر بهبود مستمر وضعیت موجود بوده و هرگز از وضعیت موجود راضی نیست و تلاش می‌نماید تا به سوی وضعیتی مطلوبتر حرکت نماید . در وهله اول ، تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی لازم است که حرکتیست به سوی هدف ، اما در گام بعدی به‌کارگیری و اجرای برنامه یا تصمیم و سپس تجزیه‌وتحلیل نتایج ، تضمین‌کننده صحت آن می‌باشند . گرایش تولید صنعتی به نگرش نظام‌مند ، منظم و علمی گرایش برنامه‌ریزی و تحلیل سیستمها نیازمند است و در نقطه مقابل ، برنامه‌ریزی و تحلیل نیز به نگرش اجرایی ، کاربردی و تجربی تولید صنعتی نیاز دارد .

نکته سوم ، دیدگاه انجام‌دهی و هماهنگ‌سازی است ، چراکه مهندسی صنایع گاه باید عوامل متضادی چون نیروی انسانی ، ماشین‌آلات ، زمان ، تجهیزات ، سرمایه ، ساختمان و مواد را در قالب یک مجموعه صنعتی - خدماتی آنچنان هماهنگ سازد تا مطلوبیت لازم در کیفیت و کمیت تولید را بدست آورد . این مساله ، ویژگی دیگری را یادآور می‌شود که همانا تفکر کل‌گرا ، جامع و نظام‌مند مهندسی صنایع می‌باشد . وی در هنگام برخورد با هر مجموعه ، پیش از آنکه به جزئیات بپردازد ، آنرا به ‌صورت کلی مشاهده می‌نماید و به تعبیری از بالا یا بیرون نگاه می‌کند ؛ او اجازه نمی‌دهد تا یک بخش کوچک از آن مجموعه چنان مجذوبش نماید که از سایر قسمتها غافل گردد و ارتباط بخشهای دیگر را با آن جزء نبیند . وی می‌داند که همکاری تمام آن مجموعه است که کارایی کل را بدست می‌دهد و انتظاری که از مجموعه می‌رود با هماهنگی تمام اجزا برآورده می‌گردد .

گفته شد که مهندسی صنایع با مجموعه‌های پویایی چون واحدهای صنعتی - خدماتی روبروست . هر مجموعه پویا دارای یک‌سری داشته‌ها یا ورودی‌ها ، یک‌سری ستاده‌ها یا خروجی‌ها و همچنین فرایندیست که این داشته‌ها را به ستاده‌ها تبدیل نماید . ویژگی مهندسی صنایع ،‌ مشاهده هم‌زمان این سه عامل است و این مساله خود موجب درک ارتباط بین مجموعه‌ها و عوامل مختلف و اقدام در جهت هماهنگ‌سازی و انجام آنها می‌شود . یک مهندس صنایع چنانچه بتواند ورودی‌ها و خروجی‌ها را اعم از فیزیکی و غیرفیزیکی در ذهن خود تصویر نماید و همچنین پردازشها و فرایندهای تبدیل این ورودی‌ها به خروجی‌ها را مرور کند ، آنگاه به یقین خواهد توانست سازمان را به‌ بهترین نحو اداره نماید .

نکته چهارم ، اصل بیشینه‌سازی کلی است که به‌طور ذاتی در این تعاریف به چشم می‌خورد ؛ اگر شما یک مجموعه را بصورت جامع و نظام‌مند مشاهده کردید ،‌ درست نیست که تنها سعی نمایید یک جزء آن را در مطلوب‌ترین وضعیت و سطح ممکن نگه دارید و از سایر اجزا غافل بمانید ؛ مهندسی صنایع می‌گوید کل این مجموعه ، یعنی تمامی اجزای آن در ارتباط با هم و به صورت هماهنگ باید در یک سطح مطلوب قرار گیرند تا مطلوبیت کل مجموعه در بالاترین سطح قرار گیرد .

نکته پنجم واژه موثر در تعریف ذکر شده ، است ؛ اصولا در مهندسی صنایع مفهوم بهره‌وری کاربرد فراوانی دارد ؛ بهره‌وری خود انواع مختلف دارد و عموما به صورت نسبت خروجی‌ها (ستاده‌ها) به ورودی‌ها (داده‌ها) تعریف می‌گردد . دو رکن اساسی در افزایش بهره‌وری هر مجموعه ، کارایی و اثربخشی می‌باشند . کارایی نشان‌دهنده میزان کل فعالیت می‌باشد حال با هر مقصودی که می‌خواهد انجام شده باشد ، اما اثربخشی مبین آن قسمت از فعالیت است که در راستای رسیدن به هدف مجموعه انجام شده است ؛ به‌کارگیری واژه موثر نیز به همین معنا می‌باشد .

نکته ششم آن است مهندسی صنایع از روشهای علمی جهت انجام کارهایش استفاده می‌نماید . روشهای علمی روشهایی هستند که که در موارد متعدد از بوته آزمایش و تجربه گذشته‌اند و به بیان بهتر استاندارد گردیده‌اند و این دل‌مشغولی مهندسی صنایع است که سعی می‌کند در هر چرخه برنامه‌ریزی ، اجرا و تجزیه‌وتحلیل ، روشهای مستند و استانداردی را در امور مختلف طراحی کند ، آنها را از حالت تجربه‌نشده خارج نماید و وارد ذات فرایند داخلی آن مجموعه نماید . دانش مهندسی صنایع سعی می‌نماید برای تمامی شرایط ، روشهای علمی خاصی را طراحی کند تا در موارد مشخص ، این روشها را به عنوان ابزاری در اختیار مدیر قرار دهد .

معصومه اکبری پور Masoomeh Akbaripoor ; ٢:٥۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢ امرداد ،۱۳٩۱